سيد جعفر شهيدى
42
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
- چون ما در سرزمينى زندگى ميكنيم كه جاسوسان دشمن در آنجا مراقب هستند . ناچار بايد رفتارى داشته باشيم كه دشمنان از ما بترسند . عمر در دل بدين پاسخ خنديد ، اما به زبان گفتهء او را تصديق كرد كه : - اگر راست ميگوئى خردمندانه پاسخى است و اگر دروغ ميگوئى خردمندانه خدعهاى است « 1 » با اينهمه معاويه از عمر سخت حساب مىبرد ، و تا آنجا كه ميتوانست ظاهر كار را چنان مىآراست كه جاى اعتراضى بر خود نگذارد . پس از كشته شدن عمر چون شوراى شش نفرى ، عثمان را بخلافت گماشت ، سران قريش و خاندان ابو سفيان گامى ديگر بآرزوى ديرين خود نزديك شدند . در خلافت عثمان مروان بن حكم بن ابى العاص ، كارهاى خليفه را بدست گرفت و دست سران قريش را در امور اجرائى و مالى بازگذاشت . در سراسر خلافت دوازده سالهء عثمان معاويه در شام حاكم مطلق بود ، نه از كسى پروائى داشت و نه مقامى بود كه از او بازخواست كند . اگر مسلمانى دست از مال و جان شسته و پايبند سنت رسول خدا - چون ابو ذر - مقابل او مىايستاد بدستيارى كسانى چون مروان كه با خليفه بسر مىبرد وسيلهء تبعيد و آزار او را فراهم مىساخت . كشته شدن عثمان بدست شورشيان در سال سى و پنجم هجرى و انتخاب على عليه السلام بخلافت ، از جانب آنان و ديگر مهاجران و انصار ، دستاويزى براى معاويه آماده ساخت تا مقدمات حكومت خود را بر سراسر قلمرو اسلامى آماده سازد . وى نخست پنهانى ، جدائى طلبان - طلحه و زبير را - در نبرد جمل حمايت كرد ، سپس جنگ صفّين را برپا ساخت . بهانهء معاويه اين بود كه چون عثمان خليفهء مسلمانان ، ناروا كشته شده خونخواه او بايد كشندگان وى را قصاص كند . و من به حكم خويشاوندى چنين حقى را دارم . سرانجام چنان كه ميدانيد جنگ بطور موقت پايان يافت ، تا دو داور از سوى سپاه عراق و شام بنشينند و در كتاب خدا و سنت رسول بنگرند و ببينند ، آيا معاويه درست ميگويد يا نه . « 2 »
--> ( 1 ) . عقد الفريد ج 5 107 ( 2 ) . براى اطلاع از مقدمات حكمين رجوع به تحليلى از تاريخ اسلام شود .